تبليغاتX
--> شهره ي آفاق
شهره ي آفاق



به افتخار روز دانشجو

عكسهايي از دانشجويان قديم

صنعتي شريف

 

 

دوشنبه شانزدهم آذر 1388 |

زهرارهنورد هم دانشگاهي پرويز مشكاتيان

مراسم گرامی داشت یاد و خاطره پرویز مشکاتیان  در تالار دانشکده فنی دانشگاه تهران 

 در این مراسم   چهره هایی چون محمدرضا درویشی، همایون شجریان، حمیدرضا نوربخش، سعید فرجپوری، مجید درخشانی، زهرا رهنورد و خانواده مرحوم مشکاتیان حضور داشتند.

2123.JPG

زهرا رهنورد-آوا وآيين مشكاتيان

در بخش پایانی مراسم نیز زهرا رهنورد به عنوان هم دانشگاهی پرویز مشکاتیان درباره این موسیقیدان برجسته گفت: صحبت در مورد پرویز مشکاتیان بسیار سخت است؛ ما هم دانشگاهی بودیم و بین موسیقیدان ها و مجسمه سازها ارتباطی هایی وجود داشت که باعث درک بهتر هنر می شد و ما می فهمیدیم بین حجم هایی که ما می سازیم با ملودی هایی که بچه های موسیقی خلق می کنند ارتباطی نزدیک وجود دارد. رهنورد در پایان مراسم با اهداء تابلویی که تصویر مشکاتیان بر روی آن نقش بسته بود به آوا و آئین مشکاتیان(فرزندان پرویز مشکاتیان) یاد او را گرامی داشت.

دوشنبه شانزدهم آذر 1388 |

شجریان درغم پرویز مشکاتیان گریست

486518_orig.jpg

486513_orig.jpg

486516_orig.jpg

مجید درخشانی و محمدرضا شجریان

486521_orig.jpg

مجید درخشانی، محمدرضا شجریان و مژگان شجریان

دوشنبه شانزدهم آذر 1388 |

فقط تویی ستاره دنباله دار

ابی صدايي بي همتا در تاريخ موسيقي ايران                                                  


ابراهيم حامدي متخلص به "ابي" در ۲۹ خرداد سال ۱۳۲۸  در ميدان فوزيه تهران ديده به جهان گشود.
او در اوان نوجواني  به استعدادهاي خويش در خواندن پي برد و شروع به خواندن در يک گروه  دوستانه به نام sun boys کرد و خواندن در باشگاهها و کاخ هاي جوانان را آغاز کرد  و پس از چند سال ، در آغاز جواني اولين ترانه ي مستقل خود را اجرا کرد . اين اثر ترانه اي بود با نام "عطش"  از ساخته هاي " استاد حسين واثقي "براي فيلمي با همين عنوان. "ابي" اين ترانه را با چنان قدرت و زيبايي اجرا کرد که توجه بسياري را به خود جلب کرد.
ابي به اين ترتيب پا به عرصه ي ترانه گذاشت و آغازگر سبکي تازه در ترانه نوين ايران شد. او با اتکا بر صداي توانمند و بي نظيرش پا به عرصه پر فراز و نشيب ترانه گذاشت. او از همان روزهاي اول و آثار نخستينش نشان داد که حرفهاي بسياري براي گفتن دارد و مي تواند تأثير به سزايي در شکلگيري ترانه نوين ايران که آن روزها چند سالي بيشتر از عمرش نمي گذشت داشته باشد.
 دومين ترانه او ترانه اي بود اعتراضي به نام "چرا" ، با شعر "مسعود هوشمند" و آهنگ "استاد حسين واثقي " که به سبک و شيوه اي بسيار زيبا توسط او خوانده شد.  اما سومين آهنگي که "ابي" اجرا کرد و به گفته خودش باعث معروفيت او شد ترانه اي به نام "شب"  بود با "شعر "اردلان سرفراز" و آهنگ "منصور ايران نژاد " که در شوي "ميخک نقره اي" زنده ياد "فريدون فرخزاد" به گوش مردم رسيد. اين ترانه به خاطر شعر و موسيقي قوي و همچنين اجراي عالي خواننده  بسيار مورد توجه قرار گرفت و همگان را به تحسين واداشت.
ابي در همين دوران با شهبال و شهرام شبپره آشنا شد و با ايشان شروع  به همکاري در گروهي کرد که در آن روزگار يکي از بهترين  گروههاي موسيقي در ايران بود. بله او  مدتي با گروه Black cats  همکاري کرد و  شبهاي بسياري را در کاباره ي "کوچيني" به روي صحنه رفت و تجربه کسب کرد . اما پس از مدتي فعاليت خود را با اين گروه قطع کرد و کارش را به صورت مستقل و به تنهايي ادامه داد .
واين آغاز کار هنرمندي بود که فريادش تبديل به صداي در گلو خفه شده مردم ايران شد.

"ابي" کارش را با همين سبک و سياق ادامه داد ودر طول سالهاي پيش از انقلاب ده ها ترانه اجرا کرد. که اين ترانه ها در سالهای بعد از انقلاب در قالب چهار آلبوم منتشر شد .  اين آلبومها به ترتيب "تپش" ، "نازي ناز کن" ،"شب زده" و"کوه يخ" نام داشت. او  در اين چهار آلبوم آثاري جاويدان از بهترين ترانه سرايان و آهنگسازان  ايران را اجرا کرد .
ابي همچنان در آن سالها بر روي تعداد زيادي از فيلمها ترانه خواند و سکانسهايي ماندگار از تلفيق هنر کارگردانان ، بازيگران و صداي "ابي" ساخته شد.
از جمله فيلمهايي که "ابي" براي آنها ترانه خواند مي توان به فيلمهاي : عطش ، هياهو ، تپش ، کندو ، ذبيح ، قاصدک ، بت شکن ، گل هاي کاغذي ، شب زخمي ، خاکستري ، باغ بلور ، تهمت ، بر فراز آسمانها و بوي گندم اشاره نمود. همچنين او در زمينه بازيگري هم يک بار خود را آزمود و در فيلم "بوي گندم" ايفاي نقش کرد .
"ابي" دو سال پيش از انقلاب براي اجراي يک سري کنسرت در آمريکا از ايران خارج و به دليل شکل گرفتن انقلاب در ايران در آمريکا ماندگار شد .

 

ابراهيم حامدي در سالهاي سخت و سنگين غربت نيز قدمي از راه خود پا پس نکشيد و خود را در بازار غير مسيول "لوس آنجلس" رها نکرد و با سختي زياد به انجام کار درست با ترانه سرايان و آهنگسازان مسيول و نام آشنا ادامه داد. او در طول سالهاي غربت تا به امروز دوازده آلبوم منتشر کرده است که به ترتيب انتشار عبارتند از : با تو ، غريبه ، خليج ، ستاره دنباله دار ، معلم بد ، اتل متل ، ستاره هاي سربي ، عطر تو ، پير ، تاج ترانه ، طلوع کن و شب نيلوفري .
" ابي" در تمامي اين سالها چه قبل و چه بعد از انقلاب و از همان کارهای آغازين خود و در طول سالهای غربت هيچگاه مسيوليت خود را نسبت به ايران و وضعيت مردم آن فراموش نکرده است و هميشه  ترانه هاي ملي و ميهني و ترانه هاي معترض را در کنار ترانه هاي عاشقانه اجرا کرده و به سمع دوستداران صدايش رسانده است . ترانه هايي چون : چرا ، شب ، پاينده باد ايران ، روستايی ، هم غصه ، پير ، خليج فارس ، گل سرخ ، خانه سرخ ، خورشيد بي حجاب ، نون و پنير و سبزي ، اتل متل ، معلم بد ، طلوع کن ، هلا ، درخت ، سياه پوشها  و چندين و چند ترانه ديگر از اين دست. او با انتخاب و اجراي اين آثار نشان داده که نسبت به مردم و ميهنش چه احساس ناب و خالصي دارد و اوج اين احساس را در ترانه "خليج فارس" که بي شک يکي از زيباترين آثار خلق شده در تاريخ ترانه نوين ايران مي باشد مشاهده مي کنيم ترانه اي که در زمان اجرايش توسط "ابي" اشک لذت و غرور و ميهن پرستي  را بر ديگان هر ايراني جاري مي سازد .

ابي در اجراي کنسرت نيز به موفقيتهاي بسياري دست يافته و درهاي سالنهاي بزرگ و مشهور در جهان را به روي ايرانيان باز کرده و با اتکا بر توان بالاي صدايش در اجراهاي زنده و همچنين ترانه هاي خاطره ساز و محبوبش سالانه هزاران ايراني را در اين سالنها در اقصي نقاط جهان گرد هم مي آورد و برايشان از "عشق" مي خواند .  از جمله سالنهای نامداری که ابی در آنان برنامه اجرا کرده   مي توان به  اين سالنها اشاره کرد :
يونيورسال آمفي تياتر (لوس آنجلس) ، شراين آدوتوريوم (محل برگزاري مراسم اسکار) ، گريک تياتر (لوس آنجلس) ، کندي سنتر (واشنگتن) ، اپراي سيدني (همراه با ارکستر سمفوني سيدني ) ، سالن سلطنتي نوبل (استکهلم ) ، کويين آمفي تياتر (ونکوور) ، گلوين (سالن بين المللي سويد ) ، فيلارمونيک برلن (برلين) ، گلف دبي (سالن بين المللي دبي) ، اويشن کلاب (سالن بين المللي دبي ) ، کنسرت هاوس (يوتبوري) و ...
"ابي" در تمام دوران هنري اش با بهترين ترانه سرايان و آهنگسازان ايران همکاري داشته و بهترين آثار آنان را اجرا نموده است. شايد از اصلي ترين  دلايل موفقيت او و ماندگار شدن آثار او در طول بيش از سي سال همين همکاري هاست ، که حاصلش خلق ترانه هايي ماندگار در ترانه نوين ايران مي باشد . از جمله بزرگاني که "ابي"  با آنها همکاري داشته است مي توان به ترانه سراياني چون : ايرج جنتي عطايي ، اردلان سرفراز ، شهيار قنبري ، ليلا کسري(هديه) ، منصور تهراني ، زويا زاکاريان ، هما مير افشار و غيره اشاره کرد و از آهنگسازاني  چون  زنده ياد واروژان ، بابک بيات ، فريد زلاند ، سياوش قميشي ، محمد شمس ، اسفنديار منفرد زاده و غيره نام برد .
 "ابي" آوازخواني ست مردمي که از دل مردم ايران زاده شده است. او با احترام به گوش و هوش مردم ايران در طول سي و پنج سال کار هنري اش و با قبول سنگيني مسيوليتي که بر دوش دارد و با تلاش و پشتکار زياد وبا خلق آثاري که در گوشت و خون مردم ايران جاي گرفته است و همچنين شخصيت هنري محبوبي که دارد توانسته دل بسياري از ايرانيان را بدست آورد و اين ارتباط با جوانان در ايران به حدي است که نام "ابي" بر  ديوارهاي دورافتاده ترين روستاهاي ايران نيز  به عنوان خواننده محبوب آنان نقش بسته و اين نشان از اوج موفقيت و محبو بيت يک هنرمند است.
با اميد به روزي که اين هنرمند ارزنده را در وطن عزيزمان ايران و در ميان دوستدارانش ببينيم

یکشنبه هشتم آذر 1388 |

رازسربه مهرطلاق پرويزمشكاتيان و افسانه شجريان!!!!

افسانه شجريان همسرسابق پرويزمشكاتيان

به گزارش ایرنا "پرویز مشکاتیان" روزی روزگاری داماد شجریان بوده است. این دو هنرمند چند کار مشترک هم با هم انجام داده اند که از جمله آن ها می توان به "بیداد همایون" و "در آستان جانان" اشاره کرد. آلبوم "بیداد همایون" به اعتقاد کارشناسان هنری یکی از بهترین کارهای شجریان است و عموم متخصصان این فن، مهمترین دلیل برجستگی این اثر را سنتورنوازی مشکاتیان می دانند.

اما پس از مدتی، اختلاف عمیق و شدیدی بین شجریان و مشکاتیان پیدا می شود که این اختلافات و درگیری ها در سال 1365 به اوج خود می رسد.

در همین سال است که دخترشجریان- افسانه- تحت فشار قرار می گیرد تا از مشکاتیان طلاق بگیرد. پادرمیانی های هنرمندان و خیرخواهان در این رابطه هم کارساز نمی شود و سرانجام، افسانه از پرویز مشکاتیان طلاق می گیرد.

بعد از این ماجراها حق و حقوق اجراها و همکاری های مشکاتیان نیز پرداخت نمی شود و از این تاریخ به بعد است که مشکاتیان در اوج شهرت و توانمندی و در نهایت استعداد برای رسیدن به مدارج عالی کاری ، به یکباره منزوی و بایکوت می شود.

این جریان یادآور سرگذشت "ایرج بسطامی" هنرمند و خواننده توانمند کشور است که در زلزله بم جان خودش را از دست داد. بسطامی هم مدتی را به شاگردی نزد شجریان سر کرد و درست هنگامی که نامش بر سر زبان ها افتاد ه به شیوه ای مرموز از صحنه موسیقی کنار گذاشته و بایکوت شد به گونه ای که حتی بیشتر کارها و آلبوم‌های او نیز پس از مرگش منتشر گردید.

البته پیش از درگذشت بسطامی در زلزله بم ، مشکاتیان و بسطامی به هم پیوستند و کارهای هنری مشترکی را با هم ساختند که البته به دلیل وجود همان فضای بایکوت ، نتوانست انزوای این دو را از بین ببرد.


__________________

یکشنبه بیست و چهارم آبان 1388 |

10 پدیده غیر قابل توضیح


 10. ارتباط ذهن و بدن

the body/mind connection
دانش پزشکی هنوز در ابتدای فهم راه های تاثیر ذهن بر روی بدن است. به عنوان مثال تلقینات و خوش بینی ها نشان می دهند که یک فرد می تواند با ایمان به بهبودی خود را از بیماری ها نجات دهد (حتی اگر اینگونه نباشد). شیوه های نا شناخته ای که بدن در درمان خود به کار می گیرد بسیار اعجاب انگیز تر از هر ابداعی در دانش پزشکی است.


9. نیروی ذهنی و ادراک فرا حسی

psychic powers and ESP
نیرو های ذهنی و ادراک فرا حسی (extra-sensory perception) تنها به این دلیل در میان ده پدیده غیر قابل توضیح قرار می گیرند که بسیاری به آن عقیده دارند. خیلی ها عقیده دارند که حس ششم (شماره سه) نوعی نیروی ذهنی است. حس ششم راهی برای ارتباط با اسرار و دانشی خاص در مورد جهان یا آینده است. محققین افرادی را که ادعای اینچنین نیرویی داشتند تحت بررسی قرار دادند که نتایج به دست آمده در شرایط کنترل شده علمی به میزان بالایی منفی یا ضد و نقیض بوده است. البته بعضی ها می گویند نیروی ذهن قابل آزمایش نیست یا تحت بررسی محققین از قدرت آن کاسته می شود. اگر اینگونه باشد علم هیچ گاه نمی تواند وجود نیرو های ذهنی یا عدم وجود آن را اثبات کند.

8. تجربه مرگ و زندگی پس از آن

near-death experiences and life after death
آن هایی که در معرض مرگ قرار گرفته اند داستان های عجیب و متنوعی درباره آن گفته اند، مثل خروج از یک تونل به سمت روشنایی، ملاقات با بستگان نزدیک، احساس آرامش و ... که می تواند وجود زندگی بعد از مرگ را نشان دهند. اگرچه اینگونه تجربه ها تاثیر گذار هستند ولی تا کنون کسی با مدرک یا اطلاعات تایید کننده ای از مرگ بر نگشته است. اگرچه مخالفان زندگی بعد از مرگ می گویند این تجربه ها توهم ها و هزیان هایی طبیعی و قابل توضیح از یک مغز شوکه شده هستند، هنوز هیچ راهی برای فهم دقیق تجربه مرگ و یا اثبات زندگی بعد از مرگ وجود ندارد.

7. اشیاء پرنده نا شناخته

UFOs
هیچ شکی در این نیست که اشیاء پرنده نا شناخته (Unidentified Flying Objects) وجود دارند. خیلی ها چیز هایی در آسمان می بینند که نمی توانند آن ها را تشخیص دهند، مثل هواپیما یا شهاب سنگ. حتی اگر این اشیاء صفینه ای فضایی یا هر چیز دیگر باشند، گذشتن از مسیر های فوق العاده طولانی در کیهان تنها برای رسیدن به کره زمین غیر محتمل به نظر می رسد. اگرچه تحقیقات توانسته اند علت اکثر مشاهدات را پیدا کنند بعضی از اشیاء پرنده نا شناخته تا همیشه غیر قابل توضیح باقی می مانند.


6. آشنا پنداری

deja vu
Deja vu عبارتی فرانسوی به معنی "دیده شده" است که بیان کننده احساسی واضح و رازگونه از تجربه بعضی از حوادث در گذشته است. ممکن است زنی در ساختمانی در یک کشور که هرگز در گذشته به آنجا سفر نکرده قدم بزند و محیط آن جا برایش به شکل غیر قابل باوری آشنا باشد. بعضی ها آشنا پنداری را با نیرو های ذهنی یا نگاهی نا گهانی به گذشته ربط می دهند. مثل حس ششم (شماره سه) به وسیله روانشناسی انسان می توان توضیحی طبیعی تر در این مورد داد ولی در نهایت علت و ساختار این پدیده یک راز باقی می ماند.


5. اشباح

ghosts
از نمایشنامه "مکبث" اثر شکسپیر تا آخرین برنامه های تلویزیونی، ارواح مردگان حضوری طولانی مدت در ادبیات و فرهنگ عامیانه ما انسان ها داشته اند. افراد زیادی از مشاهده غریبگان در سایه یا بستگان از دست رفته خود گفته اند. اگرچه دلیلی قطعی برای وجود ارواح مردگان در دست نیست، خیلی ها از مشاهده، عکس برداری و حتی ارتباط با ارواح خبر می دهند. کاوشگران ارواح امیدوارند که روزی امکان ارتباط ارواح و زندگان را اثبات کنند و جواب نهایی این راز را به دست بیاورند.

4. ناپدید شدن
آملیا ارهارت خلبان آمریکایی که هنگام سفر به دور دنیا با هواپیما در سال 1937 بر فراز اقیانوس آرام نا پدید شد.
mysterious disappearances بعضی ها به دلایل گوناگونی نا پدید می شوند. خیلی ها فراری هستند، خیلی ها تصادفا گم می شوند، بعضی ها ربوده شده یا به قتل می رسند و اکثر آن ها هم در نهایت پیدا می شوند به غیر از آن هایی که به شکل عجیبی نا پدید می شوند. اشخاصی مثل ماری سلست، جیمی هوفا و ... بدون هیچ سر نخی نا پدید شده اند. پیدا شدن دوباره گم شدگان هم به وسیله پلیس، اعتراف یا حتی تصادف است و نیرو های ذهنی در این باره دخالتی ندارند. ولی وقتی شواهد و سر نخی وجود نداشته باشد دیگر کاری از دست پلیس و تحقیقات علمی بر نمی آید.

3. حس ششم

intuition
اگر به آن احساسات غریزی، حس ششم یا هر چیز دیگری بگوییم، همه ما آن را حد اقل یک بار تجربه کرده ایم. البته احساسات غریزی اغلب اشتباه هستند، ولی گاهی ممکن است درست از آب در بیایند. روانشناسان می گویند ما به طور نا خود آگاه و بدون این که علت آن را بدانیم اطلاعاتی از پیرامون خود به دست می آوریم، ولی اثبات یا مطالعه حس ششم کاری دشوار است که روانشناسی می تواند تنها بخشی از آن را تشکیل دهد.


2. پا گنده

bigfoot
برای دهه ها مشاهده موجوداتی بزرگ، پشمالو و شبیه به انسان در آمریکا گزارش شده است. بر خلاف هزاران پا گنده ای که به خاطر زاد و ولد یک جاندار باید وجود داشته باشند، هنوز حتی یکی از آن ها پیدا نشده اند. حتی یکی از آن ها شکار نشده اند یا با ماشینی تصادف نکرده اند یا حتی مرده آن ها به وسیله مرگ طبیعی نیز یافت نشده است. با فقدان شاهدی قابل توجه مثل دندان یا استخوان، باور کردن تصاویر یا فیلم های مبهم شاهدان سخت می شود ولی وقتی اثبات اصل واضحی مثل "هیچ بتایی آلفا نیست" امکان پذیر نباشد، پس دانش هم نمی تواند عدم وجود پا گنده ها و هیولای لاچنِس (Loch Ness Monster) را ثابت کند، این امکان وجود دارد که این هیولا ها خود را از چشم انسان پنهان کرده باشند.

1. صدای هوم در شهر تاوس

the Taos hum
تعدادی از ساکنین و بازدید کنندگان از شهر کوچک تاوس در ایالت نیو مکزیکو سال هاست که تحت تاثیر صدایی ضعیف با فرکانس پایین در بیابان های این شهر قرار گرفته اند. عجیب تر اینجاست که تنها دو درصد ساکنین این شهر شنیدن این صدا را گزارش کرده اند. بعضی ها هم آن را توهمی عمومی یا اسراری شوم می نامند. این صوت به هر شکلی باشد و اگر طبیعی، ماوراء طبیعی یا روانی باشد، هنوز کسی منبع این صوت را پیدا نکرده است.


یکشنبه بیست و چهارم آبان 1388 |

آْل پاچينو و رضا كيانيان

چهارشنبه ششم آبان 1388 |

يك بازيگر كاردرست

آلفرد پاچينو در 25آوريل 1940 در محلة هارلم نيويورك به دنيا آمد. او تنها فرزند سالواتور ((Salvator و رز (Rose‌) پاچينو بود كه وقتي آل تنها 2 سال داشت از يكديگر جدا شدند. او از آن پس همواره مادرش زندگي مي‌‌كرد. نمايش از همان كودكي برايش جذاب بود طوري كه ديدن نمايش‌هاي مختلف همراه مادر، برايش سرگرمي بزرگي بود.او بازي كردن در مدرسه را با اجراي نمايش‌‌هاي بداهه براي بچه‌ها آغاز كرد. تا اينكه در 14 سالگي تصميم گرفت به دبيرستان هنرهاي نمايشي برود ولي چون در زبان انگليسي ضعيف بود، مجبور شد خيلي زود از دبيرستان بيرون بيايد.   بعد از آن براي اينكه بتواند در مدرسة بازيگري ثبت نام كند نياز يه پول داشت پس شغل‌هاي مختلفي را مثل كارگري و كنترل چي سينما تجربه كرد تا اينكه آن اتفاق غم‌انگيزي يعنی مرگ مادرش رخ داد. اين واقعه سبب شد كه او چند روزي در بيمارستان رواني بستري شود. پس از مرگ مادر او تصميم گرفت تا تمام وقت خود را صرف نمايش كند و بلاخره موفق شد در مدرسة«هربرت برگهف»زير نظر چارلز لاتن آموزش ببيند. او مهارتهايش را تقويت كرد تا اينكه توانست در نمايش«كافه سينو»نقشي را به عهده بگيردو با تلاش بسيار موفق شد وارد«اكتور استوديو»شود. و اين بار از«لی استراسبرگ»درس‌هاي فراواني گرفت و با بازي در نقش كوچكي، در نمايش«آياببر كراوات مي‌زند؟»بار ديگر خوش درخشيد. پس از يك سال كار كردن، توانست جايزه ابي(Obie) را براي نمايش«سرخ پوستي كه برانكس را مي‌خواهد»از آنِ خود كند. بازيش در فيلم بعدي يعني«وحشت در نيدل پارك»توجه فرانسيس فوردكوپولا را به خودجلب كرد، كسي که با وجود مخالفتهاي تهيه‌كننده و استوديو، او را براي نقش مايكل كورلئونه در«پدر خوانده»انتخاب كرد. بازيگران ديگري هم مثل:جك نيكلسون، كلينت ايستود و بسياري ديگر براي اين نقش كانديدا شده‌بودند اما نظر كوپولا فقط روي پاچينو بود. در تمام مدت فيلمبرداري اين ترس در او وجود داشت كه هر لحظه، ممكن است كنار گذاشته شود.
نقش مايكل، بسيار ظريف و دوگانه بود كه پاچينو با بازي خودجوش و تلاش زياد به خوبي از عهده آن برآمد و با اين نقش ماندگار شد. مطمئناً كمتر كسي مي‌توانست اين گونه، نقش را به سامان برساند. بازي در اين فيلم، به خصوص هم‌بازي بودن با مارلون براندو، درس بزرگي براي تمام زندگي هنري اوبود. اين نقش نامزدي اسكار را برايش به ارمغان آورد. او با فيلم«سرپيكو»، كه تجربه‌اي متفاوت بود، كارش را ادامه داد. تا اينكه براي«پدر‌خوانده (2)»دعوت شد و باز هم براي هر دو فيلم سرپيكو و پدر‌خوانده(2)نامزد دريافت جايزه شد. بعد از آن در فيلم«بعدظهر نحس»بازي كرد. او حتي خود را با فيلم«مؤلف! مؤلف! »در ژانر كمدي، محك زد.
     آل بدون هيچ كندي و لغزشي، راهش را براي ايجاد لحظه‌هاي بهتر، روي پرده ادامه داد. او تنها بازيگر مردي است كه در طول سال، هم براي بهترين بازيگر نقش اول و هم براي بهترين بازيگر نقش دوم، نامزد دريافت جايزه شده‌است.
      روش او در بازيگري، طرز عمل بسياري از ديگر بازيگران در طول دوران‌هاي مختلف بوده‌است. تعدد بي‌نظير نقش‌هايش او را در بين بازيگران هم‌عصرش به يك ستاره تبديل كرده و تسلطش بر روي پرده او را در عالم سينما، پابرجا كرده‌است.

فيلم‌ها:

1971:وحشت در نيدل پارك، 1972:پدر‌خوانده، 1973:سرپيكو_ مترسك، 1974:پدر‌خوانده(2)، 1975:بعدظهر نحس، 1976:بابي ديرفيلد، 1979:و عدالت براي همه:1980:گشت‌زني، 1982:مؤلف! ، مؤلف! ، 1983: صورت زخمي1985:انقلاب، 1989:درياي عشق، 1990:پدر‌خوانده(2)‌-ديك‌تريسي 1991:فرانكي‌‌ دجاني، 1992:بوي خوش‌زن‌ـگلن‌گوي گلن‌راس، 1993:شيوه كارليتو، 1995:دو همجنس‌ـمخمصه، 1996:در جست‌و‌جوي ريچارد(و كارگردان)‌ـتالار شهر، 1997:دني براسكو‌‌ـوكيل مدافع شيطان، 1999:نفوذي‌ـ هر يكشنبه موعود، 2002:نبرد‌هاي نهايي‌ـ سيمونه‌‌ـ بي‌خوابي، 2003:عضو جديد.

جايزه‌ها و افتخارات:

1967:جايزه«اوبي»بهترين بازيگر سال براي بازي در نمايش سرخ‌پوستي كه برانكس را مي‌خواهد.
1969:جايره توني براي بهترين بازيگر نقش دوم، جايزه
Theater World براي بازي در نمايش«آياببر كراوات مي‌زند؟»، جايزه درام دسك (Dram Desk)
1972:كانديد‌‌اي دريافت اسكار بهترين بازيگر نقش دوم، جايزه جامعة منتقدان فيلم و جايزه جمع ملي نقد فيلم به عنوان بهترين بازيگر نقش دوم سال براي پدر‌خوانده.
1973:كانديدای دريافت اسكار، برنده جايزه
BAFTA  به عنوان بهترين بازيگر سال براي پدر‌خوانده(2)بهترين بازيگر نقش دوم براي سرپيكو
1975:كانديد‌اي دريافت اسكار، برنده جايزه ‌‌
BAFTA و جايزه منتقدان لس‌آنجلس به عنوان بهترين بازيگر سال براي بعدظهر نحس
1977:جايزه توني براي بهترين بازيگر سال براي نمايش«آموزش اصلي پاولو هامل»
1979:كانديد‌اي دريافت اسكار بهترين بازيگر سال براي«و عدالت براي همه»
1989:كانديد‌اي دريافت اسكار بهترين بازيگر نقش دوم سال براي« ديك تريسي»
1992:برنده اسكار و جايزه گلدان گلوب براي فيلم«بوي خوش‌زن» به كانديد‌اي دريافت اسكار بهترين بازيگر سال براي فيلم«گلن گري گلن‌راس»
1996:جايزه
Gotham براي يك عمر خدمات فرهنگي، جايزه اتحادية كارگردان‌هاي آمريكا براي كارگرداني فيلم«در جست‌و‌جوي ريچارد»
1997:جايزه انجمن منتقدان بوستن به عنوان بهترين بازيگر سال براي«دني براسكو»

چهارشنبه ششم آبان 1388 |

خطرناك‌ترين ‌ويروس‌هاي ‌‌تاريخ اينترنت

اما اينترنت گذشته از فوايد بيشمارش در تسهيل زندگي،‌ كاهش هزينه‌ها، افزايش بهره‌وري و هزاران قابليت ديگر، با چالش‌ها و مشكلات زيادي نيز طي 40 سال گذشته مواجه بود؛ مشكلاتي كه همزمان با بزرگ شدن اينترنت بزرگ‌تر و مخرب‌تر مي‌شوند.

 يكي از اصلي‌ترين مشكلات پس از فراگير شدن اينترنت، به خلق بدافزارها يا كدهاي مخربي كه از آنها با عنوان ويروس يا كرم‌هاي اينترنتي ياد مي‌شود، مربوط است.

به همين منظور هفته گذشته يك شركت امنيتي بنام در دنياي مجازي اقدام به معرفي مخرب‌ترين تهديدهاي اينترنتي در 40 سال گذشته كرد.

  موريس، نخستين بدافزار يا ويروس اينترنتي محسوب مي‌شود كه سال 1988 و بدون هدف تخريبي منتشر شد، اما اين ويروس حاوي خطايي بود كه 10 درصد از 60 هزار رايانه اوليه متصل به اينترنت را از كار انداخت و نخستين هشدار به كارشناسان براي امكان طراحي و توزيع بدافزارها به شمار مي‌رود.

 اما پس از اين ويروس نه چندان خطرناك، ويروس‌هايي آمدند كه اصلا شوخي نداشتند.

 دوستت دارم نام يكي از اين ويروس‌هاي خطرناك بود كه تا سال 2000 بالغ بر 50 ميليون رايانه را در سراسر دنيا آلوده كرد به نحوي كه سازمان سيا، پنتاگون و نهادهاي امنيتي مهم در انگلستان براي مصون ماندن از خطر اين ويروس، خدمات ايميل خود را از كار انداختند.

جالب آن كه در نهايت مشخص شد نويسنده اين ويروس يك فيليپيني است كه در نهايت و به علت پيش‌بيني نشدن قانون و مجازاتي در اين كشور هيچ برخوردي نيز با وي صورت نگرفت.

كانفيكر ناميك كرم اينترنتي ديگر بود كه روزانه 50 هزار قرباني مي‌گرفت. روش كار اين كرم اينترنتي نيز به اين ترتيب بود كه اطلاعات محرمانه و شخصي كاربران آلوده را براي طراحان اين بدافزار ارسال مي‌كرد.

كانفيكر آنقدر پيش رفت كه غول رايانه‌اي جهان يعني مايكروسافت تنها براي كمك به شناسايي طراحان آن جايزه‌اي 250 هزار دلاري در نظر گرفت.

مليسا، نام يكي ديگر از ويروس‌هاي خطرناكي بود كه توجه تمام رسانه‌هاي جهان را به خود جلب كرد.

 علت توجه به ويروس مذكور نيز سرعت بسيار بالا و نگران‌كننده فراگيري آن بود به نحوي كه اين ويروس ظرف 6 سال همچنان قدرت تخريبي و مهار ناشدني خود را حفظ كرده و در نهايت تا سال 2005 حدود 15 تا 20 درصد رايانه‌هاي جهان را آلوده كرد.

  اسلمر را خيلي‌ها به خاطر دارند. اين ويروس كارش از آلوده كردن رايانه‌ها فراتر رفت و حتي به صورت موقت اينترنت را از كار انداخت.

ويروس اسلمر ظرف 10 دقيقه، نزديك به 75 هزار قرباني گرفت، موضوعي كه بسياري از كشورها را به اين فكر انداخت كه با يك حمله سازمان يافته و عظيم به زيرساخت‌هاي ارتباطي خود مواجه شده‌اند اما در همان زمان يك كرم اينترنتي به نام نيمدا نيز توانست طي 24 دقيقه و از طريق سوار شدن روي حجم بالاي ارسال ميليون‌ها ايميل در طول روز به صدر فهرست ويروس‌هاي زمان خود برسد.

  اما ويروس‌هايي هم در دنياي اينترنت به گردش افتادندكه هدف اصلي‌شان سرقت اطلاعات كاربران نبود، بلكه آنها به دنبال از كار انداختن سايت‌هاي اينترنتي بودند.

"كدرد" ازجمله اين كرم‌هاي اينترنتي بود كه ظرف مدت كوتاهي 359 هزار سايت را در دنيا آلوده كرد.

بلستر نام ويروس ديگري بود كه ثروتمندترين مرد جهان يعني بيل گيتس را هدف قرار داده بود و پس از آلوده كردن رايانه‌ها پيغام مي‌داد كه آقاي بيل گيتس تقصير شماست؛ به جاي پول درآوردن، نرم‌افزارهايت را درست كن!

ويروس ساسر نيز ويروسي بود كه بسياري از شركت‌هاي بزرگ هواپيمايي را با بحران مواجه كرد و موجب لغو پروازهاي زيادي در دنيا شد.

  اين ويروس را يك نوجوان 17 ساله آلماني نوشته بود كه پس از دستگيري و به علت نرسيدن به سن قانوني محكوميتش به آينده موكول شد.

شنبه هجدهم مهر 1388 |

داستان عاشقانه ی یک شعر ...

این شعر و تصنیف زیبای اون رو همه ی ما حداقل یک بار خوندیم و شنیدیم.

شعری زیبا از مهرداد اوستا :

وفا نكردي و كردم، خطا نديدي و ديدم
شكستي و نشكستم، بُريدي و نبريدم

اگر ز خلق ملامت، و گر ز كرده ندامت
كشيدم از تو كشيدم، شنيدم از تو شنيدم

كي ام، شكوفه اشكي كه در هواي تو هر شب
ز چشم ناله شكفتم، به روي شكوه دويدم

مرا نصيب غم آمد، به شادي همه عالم
چرا كه از همه عالم، محبت تو گزيدم

چو شمع خنده نكردي، مگر به روز سياهم
چو بخت جلوه نكردي، مگر ز موي سپيدم

بجز وفا و عنايت، نماند در همه عالم
ندامتي كه نبردم، ملامتي كه نديدم

نبود از تو گريزي چنين كه بار غم دل
ز دست شكوه گرفتم، بدوش ناله كشيدم

جواني ام به سمند شتاب مي شد و از پي
چو گرد در قدم او، دويدم و نرسيدم

به روي بخت ز ديده، ز چهر عمر به گردون
گهي چو اشك نشستم، گهي چو رنگ پريدم

وفا نكردي و كردم، بسر نبردي و بردم
ثبات عهد مرا ديدي اي فروغ اميدم؟

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 ولی داستان عشق و خیانتی که باعث سروده شدن این شعر شد به گوش کمتر کسی رسیده.

من این داستان رو از زبان استاد ادبیات دوره ی پیش دانشگاهیم که  از اساتید دانشگاه هستند شنیدم

و به دلیل زیبا ، غم انگیز و جالب بودن ، این جا برای شما بازگو می کنم .

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

مهرداد اوستا در جوانی عاشق دختری شده و قرار ازدواج می گذارند.

دختر جوان به دلیل رفت و آمد هایی که به دربار شاه داشته ، پس از مدتی مورد توجه شاه قرار گرفته و شاه به او پیشنهاد ازدواج می دهد.

دوستان نزدیک اوستا که از این جریان باخبر می شوند، به هر نحوی که اوستا متوجه خیانت نامزدش نشود سعی می کنند عقیده ی او را در ادامه ی ارتباط با نامزدش تغییر دهند .

ولی اوستا به هیچ وجه حاضر به بر هم زدن نامزدی و قول خود نمی شود .

تا اینکه یک روز  مهرداد اوستا به همراه دوستانش ، نامزد خود را در لباسی که هدیه ای از اوستا بوده ، در حال سوار شدن بر خودروی مخصوص دربار می بیند...

مهرداد اوستا ماه ها دچار افسردگی شده و تبدیل به انسانی ساکت و کم حرف می شود.

سالها بعد از پیروزی انقلاب ، وقتی شاه از دنیا می رود ، زن های شاه از ترس فرح ، هر کدام به کشوری می روند و نامزد اوستا به فرانسه .

در همان روزها ، نامزد اوستا به یاد عشق دیرین خود افتاده و دچار عذاب وجدان می شود .

و در نامه ای از مهرداد اوستا می خواهد که او را ببخشد.

اوستا نیز در پاسخ نامه ی او تنها این شعر را می سراید.

حالا یک بار دیگه شعر رو بخونید ...

sibhayekal

 

شنبه هجدهم مهر 1388 |




hasankazemi2008@yahoo.com

PageRank

به افتخار روز دانشجو
زهرارهنورد هم دانشگاهي پرويز مشكاتيان
شجریان درغم پرویز مشکاتیان گریست
فقط تویی ستاره دنباله دار
رازسربه مهرطلاق پرويزمشكاتيان و افسانه شجريان!!!!
10 پدیده غیر قابل توضیح
آْل پاچينو و رضا كيانيان
يك بازيگر كاردرست
خطرناك‌ترين ‌ويروس‌هاي ‌‌تاريخ اينترنت
داستان عاشقانه ی یک شعر ...

امكانات جانبي start cod by http://blogers.ir--> irLearn.com